السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

175

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

پادشاه با وحشت گفت : آيا معبود تو با من چنين كرده ؟ ابراهيم فرمود : آرى ، پروردگار من غيرتمند است و عمل حرام را ، ناپسند مىشمارد ، پادشاه گفت : تو به درگاه معبودت دعا كن تا دست مرا سلامت كند ، اگر او درخواست تو را اجابت كرد من هرگز به ناموس تو تعرّض نمىكنم . لذا ابراهيم به درگاه الهى عرضه داشت : خدايا دست او را به وى بازگردان تا دست از ناموس من بردارد . بلافاصله خداوند دست او را شفا داد ، امّا اين بار پادشاه دوباره به چشم بد به ساره نظر كرد و دست تعرّض بر او گشود ، مجددا ابراهيم دچار غيرت شد و دعا كرد ، خدايا دست او را از ناموس من نگه دار ، اين بار كه دست پادشاه خشك شد به ابراهيم گفت : براستى هم پروردگارت و هم تو بسيار غيور هستيد ، دوباره دعا كن تا پروردگارت دست مرا شفا دهد ، كه اگر چنين كند دوباره دست تعرّض نخواهم گشود ، ابراهيم گفت : به شرطى دعا مىكنم كه اگر دوباره اقدام كردى از من درخواست دعا نكنى ، پادشاه قبول كرد ، ابراهيم عرضه داشت : پروردگارا اگر راست مىگويد ، دستش را به او بازگردان ، بلافاصله دست پادشاه سالم شد ، وقتى پادشاه چنين ديد متوجّه مقام و عظمت ابراهيم گشت ، و او را گرامى داشت و به او گفت : هر جا مىخواهى برو ، امّا من از تو درخواستى دارم و آن اينكه به من اجازه دهى كنيز قبطى زيبا و عاقلى را قرار دهم تا خدمتگزار تو و همسرت باشد ، ابراهيم اجازه داد و پادشاه هاجر را به ساره بخشيد ( كه همين هاجر مادر اسماعيل ( ع ) گشت ) و آنگاه ابراهيم از آن مملكت خارج شد در حالى كه پادشاه براى بزرگداشت و تعظيم او و به جهت ترس از او ، او را بدرقه مىنمود و در پشت سر او حركت مىكرد ، در اين لحظه خداى متعال به ابراهيم وحى كرد ، بايست و پيشاپيش اين جبّار حركت مكن ، بلكه او را پيشاپيش خود قرار بده و او را تعظيم كن ، چون او داراى تسلّط و تمكّن است و ناگزير بايد در روى زمين فرد مسلّط و قدرتمندى باشد ، اعم از اينكه عادل و نيكو كردار باشد و يا ستمگر و گنه‌پيشه ، آنگاه ابراهيم ( ع ) ايستاد و گفت : تو پيشاپيش من حركت كن ، چون همين حالا پروردگارم به من وحى كرد كه تو را تعظيم نموده و گرامى و مقدّم بدارم و خودم پشت سر تو حركت كنم ، پادشاه گفت : شهادت مىدهم كه پروردگار تو باريك بين و بردبار و با گذشت است و تو مرا به دين